شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۰۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
که راست تاب شکرخنده‌های پنهانش ؟که شور حشر بود گرده نمکدانش
۲
ز خون صید حرم کعبه داغ لاله شده استهنوز تشنه خون است تیغ مژگانش
۳
ازین صید جهان به جهان دگر رساند مراخوشا سری که دود پیش پیش چوگانش
۴
به حلقه سر زلف تو چشم بد مرساد!که آفتاب بود روزن شبستانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth