خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گذشته است ز تعریف،قد رعنایشالف کشد به زمین سرو پیش بالایش
۲
زسوزن مژه خویش چشم آن دارمکه چشم خویش بدوزم به چشم شهلایش
۳
حریف تلخی بادام چشم او که شود؟تلافی ار ننماید لب شکرخایش
۴
به رنگ هاله فلکها تمام آغوشندکه سر زند ز افق ماه عالم آرایش
صفحهٔ ۱ از ۲