خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الف قدی که منم سینه چاک بالایشسپهر سبزه خوابیده ای است درپایش
۲
ز سایه سرو و صنوبر الف کشد برخاکبه هر چمن که کند جلوه قد رعنایش
۳
دل نظارگیان را ز جلوه آب کندازان همیشه بود تازه سرو بالایش
۴
چو مغزپسته نهان در شکر شود طوطیبه گفتگو چو درآید لب شکر خایش
صفحهٔ ۱ از ۳