شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۰۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی روم به بهشت برین زخانه خویشبه گل فرو شده پایم درآستانه خویش
۲
به گنجها نتوان درد را خرید از منبه زر بدل نکنم رنگ عاشقانه خویش
۳
به نغمه دگران احتیاج نیست مراکه هست چون خم می مطربم ز خانه خویش
۴
چو یوسفم که به چاه افتد از کنار پدراگر به چرخ برآیم ز آستانه خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth