خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با صبح روگشاده تر ازآفتاب باشازهر که دم شمرده زند در حساب باش
۲
خواهی درست ازآب برآید سبوی توخاموش چون پیاله به بزم شراب باش
۳
خونهای گرم زود به هم جوش می زنندچون بر خوری به سوخته جانان کباب باش
۴
هر ماه نو که گوشه ابرو کند بلنداز غیب اشاره ای است که پا دررکاب باش
صفحهٔ ۱ از ۴