خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خط نگشته سبز لب روح پرورشننشسته است گرد یتیمی به گوهرش
۲
ازانفعال ،مشرق پروین شود رخشگردد ز ساده لوحی اگر مه برابرش
۳
از چشم آفتاب کند جوی خون رواندرزیر زلف جلوه رخسار انورش
۴
رنگی ز بوی پیرهنش نیست باد رااز بس گرفته است قبا تنگ دربرش
صفحهٔ ۱ از ۳