خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گردون که زهر می چکد از روی شکرشخون نقابدار بود شیر مادرش
۲
هر ساده دل که شهد تمنا کند ازوگردد زنیش، خانه زنبور پیکرش
۳
بحر محیط اگر چه ز بزمش پیاله ای استشبنم گداست دیده خورشید انورش
۴
این تیغ آبدار که چرخ است نام اواز پیچ و تاب خسته دلان ایت جوهرش
صفحهٔ ۱ از ۲