خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش باد سال و ماه وشب وروز میفروشکز یک پیاله برد زمن صبر و عقل وهوش
۲
دیروز بود بار جهانی به دوش منامروز میکشند مرا چون سبو به دوش
۳
ازآب خضر باد برومند دانه اشآورد هرکه این دل افسرده رابه جوش
۴
عمر دوباره از نفس گرم شیشه یافتدر مجلس شراب چراغی که شد خموش
صفحهٔ ۱ از ۳