شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۰۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوخی که مرا هست تمنای وصالشوحشی تر از آهوی رمیده است خیالش
۲
چشم و دل من تشنه حسنی است که از لطفدر آینه و آب نیفتاده مثالش
۳
هر چند که گیرنده بود خون شهیدانچون لاله بود داغدل از چهره آلش
۴
گردید مه عید مرا ناخنه چشمتا چشم من افتاد به ابروی هلالش
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth