شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۰۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از رشته جان تاب برد موی میانشاز رفتن دل آب خورد سرو روانش
۲
آن شاهسواری که منم دل نگرانشتیری است که از خانه زین است کمانش
۳
چون نقطه موهوم که قسمت کندش هیچپوشیده تر از خنده شود راز دهانش
۴
در جلوه گهش زخم نمایان بود آغوشترکی که به شمشیر زند حرف،میانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth