خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نریزد اگر آب لطف از جمالشبسوزد دو عالم ز برق جلالش
۲
مه نو به ناخن زمین می خراشدز شرم دوابروی همچون هلالش
۳
کشیده است سر در گریبان سوزندم عیسی از شرم لطف مقالش
۴
ز معموره لامکان گرد خیزدچو درخانه رم نشیند غزالش
صفحهٔ ۱ از ۲