شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۰۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه بیند به چشم بیمارشمی شود درزمان پرستارش
۲
توبه را می کند خراباتیلب میگون و چشم خمارش
۳
زندگانی به خضر بخشیده استآب حیوان ز شرم گفتارش
۴
صبح عیدست در دل شب قدردرشبستان زلف، رخسارش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth