خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که خموش از شکایت است زبانشحلقه ذکر خفی است مهر دهانش
۲
وقت کسی خوش درین ریاض که باشدچون گل رعنا یکی بهار و خزانش
۳
دست ز خوان سپهر سفله نگه دارکز لب گورست خشکتر لب نانش
۴
زود سر سبز خود کند علف تیغهرکه نگردد حریف تیغ زبانش
صفحهٔ ۱ از ۳