شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که زند موج نور سرو روانشهاله ماه است طوق فاختگانش
۲
قطره اشکی به روی نامه سیاهی استچشمه حیوان ز انفعال دهانش
۳
خشک چو سوزن شده است از عرق شرمرشته مریم ز شرم موی میانش
۴
شهپر سیمرغ بسته است به بازوناوک بی بال وپر ز زور کمانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth