شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر دشمنان شمردم عیب نهانی خویشخود را خلاص کردم از پاسبانی خویش
۲
خلق محمدی را با زر که جمع کرده است؟یارب که برخورد گل از زندگانی خویش
۳
از تیشهٔ حوادث از پای درنیایمپشتم به کوه طورست از سخت جانی خویش
۴
در پیش چشم من گل خندید، سوختندشچون صرف خنده سازم عهد جوانی خویش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth