خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از کفر توان رستن ای یار به آمیزشسجاده تواند شد زنار به آمیزش
۲
سیلاب شود قطره انگور شود بادهتا فرد روان آرند اقراربه آمیزش
۳
نتوان گره دل را واکرد به یک ناخنبسته است درین عالم هرکار به آمیزش
۴
ماننده دوناخن بس عقده که بگشایندچون دست یکی سازنددویاربه آمیزش
صفحهٔ ۱ از ۲