شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمید صبح و نگشتیم آشنای چراغشبی به روز نکردیم زیر پای چراغ
۲
به ناامیدی من رحم کن که می سوزدطبیب بر سر بالین من به جای چراغ
۳
همیشه زیر سیاهی است داغ روزن مندرآن حریم که تاریک نیست پای چراغ
۴
بس است معذرت کشتنم پشیمانیکه آه سرد نسیم است خونبهای چراغ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth