شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا شد از نیسان رهین منت احسان صدفشد ز خجلت زیر دامن بحر را پنهان صدف
۲
از قناعت گرد اگر می کرد آب روی خویشزود می شد سیر چشم از گوهر غلطان صدف
۳
بحر نتواند دهان حرص را ازشکوه بستمی کشد خمیازه برهر قطره باران صدف
۴
از لب بیجا گشودن بسته گردد راه رزقشد دهانش بسته تاشد صاحب دندان صدف
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth