خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست غمگین گوهرم ازتنگی جا در صدفمی کند ازآبداری سیر دریا در صدف
۲
گوهر مارا ز عزلت نیست برخاطر غباردارد از پیشانی واکرده صحرا در صدف
۳
لفظ نتواند حجاب معنی روشن شدنچون نهان ماند فروغ گوهر ما در صدف؟
۴
تا زخود بیرون نیاید دل نگردد دیده ورقسمت گوهر نگردد چشم بینا در صدف
صفحهٔ ۱ از ۶