خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زده است شرم لبت مهر بردهان صدفگره چگونه شود باز از زبان صدف؟
۲
ز حسرت گهر آبدار گفتارتگهر چو آب ،روان گردد ازدهان صدف
۳
به انتقام، گهر ازدهن فرو ریزمنهند برجگرم تیغ اگر بسان صدف
۴
ز اهل فیض چنان روزگار خالی شدکه چون حباب ندارد گهر میان صدف
صفحهٔ ۱ از ۲