شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز تلخرویی دریاست بی نیاز صدفکند به ابر گهر بار لب فراز صدف
۲
کمند جذبه ارباب حاجت است کرمکه ابر را کند از بحر پیشواز صدف
۳
ز خوان عالم بالاست روزی دل پاکنمی کند دهن خود به بحر باز صدف
۴
مگر که خنده دندانمای او را دید؟که شد به عقد گهر بوته گداز صدف
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth