خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیغ سیراب است موج بحر طوفان زای عشقداغ ناسورست فلس ماهی دریای عشق
۲
پرده گوش فلک گردید شق از کهکشاننیست هر نازکدلی را طاقت غوغای عشق
۳
نور عقلی کز فروغش چشم عالم روشن استپرده خواب است پیش دیده بینای عشق
۴
سینه صافان سبز می سازند حرف خصم رازنگ را طوطی کند آینه سیمای عشق
صفحهٔ ۱ از ۳