خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از نقاب سنگ تابد شعله عریان عشقپرده چون پوشد کسی بر سوزش پنهان عشق؟
۲
در کف موجی فتد هر خشت یونان خرداز تنور دل برآرد جوش چون طوفان عشق
۳
صبر و طاقت راکه پشت عقل بر کوه است ازوبا شرر هم رقص سازد آتش سوزان عشق
۴
بگذر از سر تا حیات جاودان یابی، که هستتیغ زهرآلود خضر چشمه حیوان عشق
صفحهٔ ۱ از ۲