شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به هر طوفانی از جا در نیاید لنگر عاشقشمارد داغ، خورشید قیامت را سر عاشق
۲
ز داغ بیقراری چون پلنگ از خواب برخیزدز غفلت شیر اگرپهلو نهد بر بستر عاشق
۳
که را زهره است راز عشق را در دل نگه دارد؟صدف را سینه چاک آرد به ساحل گوهر عاشق
۴
به اوج لامکان پرواز کردن از که می آید؟نگردد گر تپیدنهای دل بال و پر عاشق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth