خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشرق سینه چاک است در خانه عشقچشم بیدار بود روزن کاشانه عشق
۲
صندل از بهر سر مردم بیدرد بودچوب دارست علاج سر دیوانه عشق
۳
عالمی حلقه صفت چشم براین دردارندتا به روی که گشاید در میخانه عشق
۴
نیست در صومعه عقل به جز فکر معاشگنج برروی هم افتاده به ویرانه عشق
صفحهٔ ۱ از ۴