شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زبان مار بود خار آشیان فراقکه باد جلوه گه برق، خانمان فراق
۲
چو آفتاب زبانهای آتشین خواهمکه الامان زنم از تیغ بی امان فراق
۳
هزار شق شود از درد همچو خامه مویزبان خامه فولاد از بیان فراق
۴
چو برگ لاله شود داغدار پرده گوششود چو گرم سخن آتشین زبان فراق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth