شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نتوان به پای سعی رسیدن به طور عشقخوابیده تر ز زلف بود راه دور عشق
۲
دست ستیزه در کمر بیستون کنددرهر سری که هست می تازه زور عشق
۳
از ظلمت وجود که می برد ره برون ؟گر شمع پیش پای نمی داشت نور عشق
۴
سیری ز شغل عشق ندارند عاشقانچون آب شور تشنگی افزاست شور عشق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth