خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان تازه می شود ز نسیم بهار عشقاز یک سرست جوش گل وخار خار عشق
۲
در شوره زار عقل به درمان گیاه نیستپیوسته سرخ روی بود لاله زار عشق
۳
خاری است خار عشق که در پای چون خلیدنتوان کشید پا دگر از رهگذار عشق
۴
از جان مگو که در گرو نقش اول استسرمایه دوکون به دارالقمار عشق
صفحهٔ ۱ از ۳