شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۲۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه شبنم است چمن را به روی آتشناکعرق زروی تو کرده است گل به دامن پاک
۲
چنین که از شب هستی دماغ من تیره استبه چشم آینه ام صیقل است تیغ هلاک
۳
تو از فشاندن تخم امید دست مدارکه در کرم نکند ابرنوبهار امساک
۴
به آفتاب ازین راه صبحدم پی بردقدم برون منه از شاهراه سینه چاک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth