شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگمن بتی دارم که هر دم می تراشد دل ز سنگ
۲
از محک پروا ندارد نقره کامل عیارسر نپیچد هر که در سودا شود کامل ز سنگ
۳
لاله کوهم شراب من ز جوش غیرت استمی کنم زنگی به صد خونم جگر حاصل ز سنگ
۴
همچنان از شوخ چشمی بر سر بازارهاستراز او را چون شرر سازم اگر محمل ز سنگ
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth