شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۲۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پای سعی دیگران آمد گر از صحرا به سنگدر وطن آمد مرا از خواب سنگین پا به سنگ
۲
بر دل پرخون عاشق نیست کوه غم گرانمی زند پهلو به زور باده این مینا به سنگ
۳
خنده کبک از ترحم هایهای گریه شدتا که را در کوهسار عشق آمد پابه سنگ
۴
از شکست زلف کی گردد پریشان خاطرش ؟آن که چندین شیشه دلی را زند یکجابه سنگ
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth