خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل شبها مشو از دیده گریان غافلدر سیاهی مشو از چشمه حیوان غافل
۲
نیست بی خار درین شوره زمین یک کف خاکمشو ای راهرو از چیدن دامان غافل
۳
قد خم گشته رسول سفر آخرت استمشو ای گوی سبک مغز ز چوگان غافل
۴
نقش درآینه صاف نگردد پنهانچون زمعشوق شود عاشق حیران غافل
صفحهٔ ۱ از ۴