خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دلبه ساق عرش فتد لرزه از تپیدن دل
۲
طلسم هستی خود هر که نشکند چو حبابنمی رسد به مقام نفس کشیدن دل
۳
فغان که نیست درین روزگار بی حاصلغمی که تنگ کند جای برتپیدن دل
۴
ز شارع کشش دل قدم برون مگذارکه خضر کعبه مقصد بود کشیدن دل
صفحهٔ ۱ از ۴