شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۲۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی روم قدمی راه بی اشاره دلکه خضر راه نجات است استخاره دل
۲
دعای جوشن کشتی است موجه خطرشفتاد هرکه به دریای بیکناره دل
۳
کسی به کعبه مقصود ازین بیابان رفتکه برنداشت دو چشم خود از ستاره دل
۴
تهی نمی شود از برگ عیش دامانشچو غنچه هرکه قناعت کند به پاره دل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth