خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده امدر خرابات مغان خوش سر نوشت افتاده ام
۲
در جهان آب و گل از درد و داغ عشق اودوزخی دارم که از یاد بهشت افتاده ام
۳
خارو گل آب از بهارستان وحدت می خوردمن ز غفلت در تمیز خوب وزشت افتاده ام
۴
خم به فکر خاکساریهای من خواهد فتادچند روزی بر زمین گر همچو خشت افتاده ام
صفحهٔ ۱ از ۲