خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر چو دود از روزن اختر برون آورده امشعله شوخم سر از مجمر برون آورده ام
۲
تیغ می مالد زبان بر خاک پیش جراتمپیچ و تاب از قبضه جوهر برون آورده ام
۳
نیست چون خورشید در طالع مرا آسودگیورنه از هر روزنی من سر برون آورده ام
۴
دیگران از بحر اگر گوهر برون آورده اندمن دهان خشک و چشم تربرون آورده ام
صفحهٔ ۱ از ۳