شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ز اهل حیرتم خاطر پریشان نیستمشمع بی فانوسم آن روزی که حیران نیستم
۲
تیغ بی آبم به دست کارفرمایان عشقچون رگ ابر بهارانم که گریان نیستم
۳
همچو داغ عشق می جویم دل صد پاره ایلاله هر باغ و شمع هر شبستان نیستم
۴
با خس و خاشاک عالم تازه رو برمی خورمدرلباس تلخ همچون آب حیوان نیستم
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth