خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهری عشقم چو مجنون در بیابان نیستماخگر دل زنده ام محتاج دامان نیستم
۲
دست خود چون خوشه پیش ابر می سازم درازخوشه چین کشت این خرمن گدایان نیستم
۳
قطره خود را ز کاوش می کنم بحر گهرچون صدف در انتظار ابر نیسان نیستم
۴
شبنم خود را به همت می برم برآسماندر کمین جذبه خورشید تابان نیستم
صفحهٔ ۱ از ۵