خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سبکروحی ز بوی گل گرانی میکشماز پری آزار سنگ از شیشه جانی میکشم
۲
چون نگردد استخوان در پیکر من توتیاسالها شد کز گرانجانان گرانی میکشم
۳
از غم دنیا و عقبی یک نفس فارغ نیمچون ترازو از دو سر دایم گرانی میکشم
۴
زندگی بیدوستان چون خضر، بار خاطرستتلخی مرگ از حیات جاودانی میکشم
صفحهٔ ۱ از ۴