خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط نمی سازد طراوت زان سمن رخسار کمآبروی گل نمی گردد ز قرب خارکم
۲
شمع را از پرده شب گشت رعنایی فزوننخوت جانان نشد از خط عنبربارکم
۳
منقطع گردید آب خوشدلی از جویبارهرکجا دیوانه شد در کوچه و بازار کم
۴
عالم روشن به چشم من سیاه از توبه شدظلمت دل می شود هرچند ز استغنارکم
صفحهٔ ۱ از ۳