خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با فقیری در سخاوت بی نظیر عالممچون دعا با دست خالی دستگیر عالمم
۲
چون هما هر چند بی منت دهم دولت به خلقبهر مشتی استخوان منت پذیرعالمم
۳
خود فروشی پیشه من نیست چون بیمایگانفارغ از رد و قبول و داروگیر عالمم
۴
از سخنهایی که می آید به کار مردمانتا به دیوان قیامت ناگزیر عالمم
صفحهٔ ۱ از ۳