شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنماز گرستن تر نگردد دامن پیراهنم
۲
نیست شمعی در سرای من، ولی از سوز دلمی درخشد همچو چشم شیر شبها روزنم
۳
دشمنان را می کنم از چرب نرمی سازگارخار می گردد گل بی خار در پیراهنم
۴
خون رحم آید به جوش از چشم شرم الود مندست خالی می رود گلچین برون از گلشنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth