شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تحمل خصم را چین از جبین وا می کنمبا کلید موم قفل آهنین وامی کنم
۲
بر گشاد عقده دل نیست دستم ورنه منغنچه پیکان به باد آستین وامی کنم
۳
هر قدر پهلو تهی سازد زمن از سادگیجای خود از نامداری درنگین وامی کنم
۴
می چکد صد لاله خون بر خاک از هر ناخنمیک گره تازان دو زلف عنبرین وامی کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth