خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما ز فیض بیخودی از خودپرستی رسته ایمقطره خود را به دریای بقا پیوسته ایم
۲
سیل ما از خاکمال کوه و صحرا فارغ استدر تن خاکی به دریا جوی خود پیوسته ایم
۳
برده ایم از رشته جان پیچ و تاب حرص راچون رگ سنگ از کشاکشهای بیجا رسته ایم
۴
سهل باشد رخنه در سد سکندر ساختنما که پیوند علایق را ز هم بگسسته ایم
صفحهٔ ۱ از ۳