خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما ز حرف پوچ مانند صدف لب بسته ایمچون گهر در خلوت روشندلی بنشسته ایم
۲
تنگ نتواند زمین و آسمان بر ما گرفتچون شرار از تنگنای سنگ و آهن جسته ایم
۳
اهل مجلس در شکست ما چه یکدل گشته اند؟ما نه مینای تهی، نه توبه نشکسته ایم
۴
تاج اقبال سکندر این چنین لعلی نداشتپیش یأجوج سخن سد خموشی بسته ایم
صفحهٔ ۱ از ۲