خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده ایمعکس خورشیدیم در آب روان افتاده ایم
۲
ناامید از جذبه خورشید تابان نیستیمگرچه چون پرتو به خاک از آسمان افتاده ایم
۳
تا نظر واکرده ای از یکدگر پاشیده ایمپیش پای ماه چون فرش کتان افتاده ایم
۴
رفته است از دست ما بیرون عنان اختیاردر رکاب باد چون برگ خزان افتاده ایم
صفحهٔ ۱ از ۵