شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ره باطل ز پا چون نقش پا افتاده‌ایمکعبه مقصد کجا و ما کجا افتاده‌ایم
۲
خجلت روی زمین داریم از بحر کماناز هدف تا دور چون تیر خطا افتاده‌ایم
۳
چون نگاه دیده وحشی‌غزالان از حجابدر میان مردمان ناآشنا افتاده‌ایم
۴
خاک می‌لیسید زبان موج ما در جویبارتا از آن دریای بی‌ساحل جدا افتاده‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth