شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما که سطر کهکشان از لوح گردون خوانده ایمدر خط دیوانی زنجیر، عاجز مانده ایم
۲
در سر بازار محشر دست ما خواهد گرفتدر مصاف آرزو دستی که بر دل مانده ایم
۳
رنجش بیجا گل خودروی باغ دوستی استورنه ما کی دشمن خود را ز خود رنجانده ایم؟
۴
عقده می افتد به کار غنچه گل از نسیمدر گلستانی که ما سر در گریبان مانده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth