شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما چو سرو از راستی دامن به بار افشانده ایمآستنی چون شاخ گل بر نوبهار افشانده ایم
۲
در زمین قابل و ناقابل از دریادلیتخم مهری همچو ابر نوبهار افشانده ایم
۳
همچنان باریم بر دلها چو نخل بی ثمرگرچه از هرکس که سنگی خورده بار افشانده ایم
۴
سر بر آورده است چون مژگان ز پیش چشم مااز عداوت زیر پای هرکه خار افشانده ایم
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth