خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتمهمان خورشید تابانم اگر در زیر پا افتم
۲
به ذوق ناله من آسمان مستانه می رقصدجهان ماتم سرا گردد اگر من از نوا افتم
۳
درین دریای پرآشوب پنداری حبابم منکه در هر گردش چشمی به گرداب فنا افتم
۴
چو آتش صاف از قید علایق کرده ام خود رانگیرد نقش پهلویم اگر بر بوریا افتم
صفحهٔ ۱ از ۳